با سلام امید وارم که لحظات خوبی رو در این وبلاگ سپری کنید وما رو با نظرات وپیشنهادات خودتون یاری کنید نام :سینا محل تولد:تهران ساکن:یکی از کوچه پس کوچه های زندگی متولد69 عاشق گل رز قرمز رنگ مورد علاقه :قرمز وسبز ------------------ اینو نوشتم تا یکی یکی نپرسین
پنج وارونه چه معنا دارد ؟! خواهر کوچکم از من پرسيد من به او خنديدم کمي آزرده و حيرت زده گفت روي ديوار و درختان ديدم باز هم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بي گمان مي فهمي پنج وارونه چه معنا دارد
سلام به همه ی عزیزانی که تو این مدت باهاشون در ارتباط بودم خیلی ممنون که تو سال قبل بهم سر میزدید و منو با نظراتون شرمنده می کردین . اول از همه سال نو رو به همتون تبریک می گم امیدوارم سال خوبی داشته باشین و تو این سال به هر چی یا هرکی که می خواین برسین خیلی وقته می خوام این شعرو براتون بنویسم اما نمی شد اما امروز تصمیم گرفتم بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد
باور کن که دوستت دارم ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم .... ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم.... ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم.... ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم.... ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم.... دوستت دارم
درختي تنها توي يک جنگل تاريک و سياه از غم و درد به خود ميپيچيد. از خودش ميپرسيد که چرا اينقدر تنهايم؟! که چرا هيچ دلي با من نيست؟ که چرا نيست دلي نگران من و تنهايي من؟ چه شود گر که دگر قد نکشم؟ چه شود اگر که من توي جنگل نباشم؟آنقدر گفت و گريست که شکست و آرام روي يک نهر روان ساخت پلي... چقدر زيبا بود !چقدر مستحکم.... و درخت تنها عشق را پيدا کرد. عشق را در بهار بايد جست. در گردش پروانه به دور يک گل، در ذوب شدن يخ با دست نوازشگر نور و خورشيد ، درميان سفر چلچله ها، درميان قطرات باران، در ميان وزش باد و غرش ابر و طوفان عشق را بايد جست روي يک نهر روان که درختي روي آن ساخته پل ... و درخت تنها عشق را پيدا کرد عشق يعني ايثار، عشق يعني گذشتن از خود، از بود و نبود عشق يعني درختي بيجان روي يک نهر روان عشق يعني يک بغل دلواپسي گم شدن در انتهاي بي کسي
اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست
اي عشق ... من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تومهربان تر. من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، درمهرباني، در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد. من تورا به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دلمعصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک، برايش يک خاطرهباشد. او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آندلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است. تو را بادنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛ ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تومهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز ولي،تو در عين ناباوري، او را برگزيدي... مي دانم... من دير رسيدم...خيليدير...خيلي... يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ ميشود. روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته .
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس
تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم
با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي برايه من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثله دريايي مرا در بر ميگيرد آنجا که تو هستي،مهيها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!! کدام صبح ميايي؟ کدام چمدن ماله تست؟ کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام رز ماله من ميشوي؟بيا که درده دلم را فقط تو ميفهمي
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
عشق بين دو نفر اين نيست كه هر دو زير باران خيس شوند عشق آن است كه يكي چتر شود براي ديگر... و ديگري هيچگاه نفهمد كه چرا خيس نشود
اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد
من که تازه بعد از ۱۹سال زندگی معنی این شعر رو واقعا درک کردم
فردا روز تولدمه نمی دونم چه جوری سپریش کنم .می خوام فردا برای خودم زندگی کنم غذایی که دوست دارم رو بخورم لباسی که دوست دارم رو بپوشم . سریالی که دوست دارم رو ببینم وکتابی که دوست دارم رو بخونم البته فکر می کنم همه ی دوستا ن وفامیلان عزیزم یا تلفن میزنن یا میان خونمون
نمیدونم چرا از جشن گرفتن زیاد خوشم نمیاد دوست دارم ساعت تولدم رو تو یه جای با صفا وبه دور از هر سر وصدایی سپری کنم
فردا روزیه که میفهمم که برای کی ارزش دارم وکی به فکر منه وکی منو دوست داره امیدوارم اونی هم که منتظرشم فقط یه زنگ بزنه و بگه که هنوز به یادتم
نمی دونم این انتظار زیادی هست یا نه ؟
اما من تا اخرین لحظه امید دارم که به فکرمه.
می خوام برای اولین بار غرورم رو زیر پا بزارم وداد بزنم دوستت دارم
دلم گرفته از ادمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،از ادمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون ماله تو نیستن،از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی افتاب میشه همه چیز یادشون میره!
محبت را از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد .
یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن
عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري
دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجود بغلش کنی
باریدن زیبای باران آسمان پر بغض، دلم را به دورها برد، به زمانها و مکانهایی دور و نزدیک، به خاطراتی مهیج، گرم و گاها پر استرس، آسمان با تمام ابهتش بارید بدون هیچ غروری و باز هم سبک و آفتابی شد، ای کاش آسمان قلب من هم می توانست به راحتی یگانه سقف زمین غرورش را کمی کم کند و ببارد، با نوازش دانههای زیبای باران کمی تسکین یابد و با صدایش مست شود و دستهای محبت خدا را بر گونه ها و سر خود احساس کند و با تمام وجود باری دیگر باور کند «اگر در زمین کسی با او نیست در تمام هستی کسی هست که برتر از همگان است، دوستش دارد و هیچگاه نه فراموشش می کند و نه تنها رهایش می کند». شبی در خواب دیدم کسی آمده است، که با تمام وجود درونم را صیقل میدهد و بطنم را مینوازد و وجودم را میسراید. بیدار شدم پر از بهت و حیرت بودم چون هیچگاه کسی را در دنیا نیافته بودم که خودم را دوست بدارد کسی هم اگر دوستم داشته یا دارد، برای لحظه ها و ثانیههای خودش بوده نه به خاطر خودم. باور دارم، که هیچگاه خوابم را در بیداری تجربه نخواهم کرد ولی خوشحالم که در خواب چیزی را تجربه کردم که شاید هیچگاه در بیداری بویش هم به مشامم نرسد.
ساده زیستن ساده بودن ساده گفتن ساده ماندن ساده رفتنوساده تر از آن این است دوستت دارم
دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه
آسمان همچو صفحه دل من، روشن از جلوه های مهتابست امشب از خواب خوش گریزانم، که خیال تو خوشتر از خوابست خیره بر سایه های وحشی بید، می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ای دلخواه، می نهم سر به روی دفتر خویش تن صدها ترانه می رقصد، در بلور ظریف آوایم لذتی ناشناس و رویارنگ، می دود همچو خون به رگهایم آه ... گویی ز دخمه دل من، روح شبگرد مه گذر کرده است یا نسیمی در این ره متروک، دامن از عطر یاس تر کرده است ناشناسی درون سینه من، پنجه بر چنگ و رود می ساید همره نغمه های موزونش، گوئیا بود عود می آید آه ... باور نمی کنم که مرا، با تو پیوستنی چنین باشد نگه آن دو چشم شور افکن، سوی من گرم و دلنشین باشد بی گمان زان جهان رویایی، زهره بر من فکنده دیده عشق می نویسم به روی دفتر خویش : «جاودان باشی ای سپیده عشق»
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم